تجلیِ نور ...

اینجا مکانی برای تجلیِ نور خداست ...

آخرین مطالب
  • ۹۴/۰۷/۲۸
    !!
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    ..
  • ۹۴/۰۵/۲۳
    ...

۵۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

یک دقیقه زل زدن در چشم زیبای تو چند؟
افتخار دیدن روی فریبای تو چند؟

حال چون آرامشت سهم کسی غیر من است
هم نشینی با فراق وحشت افزای تو چند؟

در شمال شهر عشقت زندگی رویایی است
گوشه ی پرت جنوب شهر دنیای تو چند؟

بهره برداری ز مهرت,حق از ما بهتران
حسرت آغوش گرم و ماه سیمای تو چند؟

مهر در کانون گرم خانواده سهم تو
شب نشینی در تگرگ سخت سرمای تو چند؟

خنده در مهتاب و نور ماه ارزانی تو
گریه در یک گوشه با حس تماشای تو چند؟

زیرکی در عاشقی را من نخواهم ساختن
کند ذهنی در جواب یک معمای تو چند؟

نازنین,خوش قد و بالا,مهربانی مال تو
یک نگاه مهربان بر قد و بالای تو چند؟

قدرت من در خرید"دوستت دارم"کم است
طعنه های سرد و نفرین های دعوای تو چند؟

جشن در ویلای ساحل آنقدر جذاب نیست
مرگ در دلتنگی غمگین دریای تو چند؟
..جواد مزنگی..

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۳
  • میم سین

دارند خودشان را می کشند موج ها
تنی به آب بزن
آرام شود دریا...
..رضا کاظمی..

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۲
  • میم سین

تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دست هایت 
دلتنگی ام را به باد می سپارد...

..سید علی صالحی..

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۲
  • میم سین

مهربانی را اگر قسمت کنیم
من یقین دارم به ما هم می رسد
آدمی گر ایستد بر بام عشق
دست هایش تا خدا هم می رسد

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۰
  • میم سین

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻳﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ! ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺁﻓﺮﯾﺪﯼ؟ ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﻧﻴﺴﺘﻢ ! ؟ ﺗﺎ ﻫﺮﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎﻣﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻢ ! ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺁﻓﺮﻳﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺴﺎﺯﻱ ! . . . ﻧﻪ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻲ ! ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ، ﺍﺯ ﻋﻨﺼﺮﻱ ﺑﺮﺗﺮ ﺳﺎﺧﺘﻢ . . . ﺗﺎ ﺑﺎ ﺁﺏ ﮔـِﻞ ﺷﻮﻱ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺒﺨﺸﻲ . . . ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺁﻓﺮﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﺁﺗﺸﺖ ﺯﻧﻨﺪ ! . . . ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮐﻨﻲ ﻭ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮ ﺷﻮﻱ . . . ﺑﺎﺧﺎﮎ ﺳﺎﺧﺘﻤﺖ ﺗﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎﺩ ﺑﺮﻗﺼﻲ . . . ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﺗﻮ ﺑﺮﺧﻴﺰﻱ ! . . . ﺳﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﻱ ! . . . ﺩﺭ ﻗﻠﺒﺖ ﺩﺍﻧﻪٔ ﻋﺸﻖ ﺑﮑﺎﺭﻱ ! . . . ﻭ ﺭﺷﺪ ﺩﻫﻲ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻴﻮﻩٔ ﺷﻴﺮﻳﻨﺶ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺳﺎﺯﯼ ! . . . ﭘﺲ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺒﺎﻝ . . . ﻭ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۹
  • میم سین

و به تو پیوستن
به تو اندیشیدن
باتو احساس شدن
باصدای نفست خوابیدن,گرم شدن
به تمام شب وتاریکی وسرما و سیه زوزه ی باد
به غم رسوایی
به تب تنهایی
به دویدن پی آینده ی دور
به همه عمرو زمان می أرزد....

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۷
  • میم سین

دیوانه ام می کند
فکر اینکه
زنده زنده نیمی از من را از من جدا کنند
لطفا...
تا زنده ام بمان....

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۷
  • میم سین

دوست میدارمش
اما...
میتزسم بگویم و بگوید:
"مرسی"
یا بگوید:
به این دلیل و آن دلیل دوستم ندارد...
یا چه میدانم
بگوید:
لیاقتم بیشتر از این حرف هاست...
میترسم از اینکه
هرچیزی بگوید جز:
"من هم دوستت دارم"

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۶
  • میم سین

با ساعت رو دیوار چه کرده ای؟
چه کرده ای که امشب تمام نمی شود

گوش کن دیوارها هم صدای تو را تقلید میکنند

  • میم سین

برای عاشقی با تو تو این برزخ گرفتارم
اگر مهرم به دل داری نشانم ده دلدارم
ببین خاموش و افسردم تمام روز من این است
چه کرده عشق تو با من که من اینگونه بیمارم
برای درد و دل کس نیست ندارم همدم این درد است
برای دیدنت هر روز سراسر شوق بسیارم
نمانده عمری و دنیا شده تیره شب تارم
جهانی آه و حسرت را به چشمانت بدهکارم
به قول حضرت غم ها گره افتا

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۵
  • میم سین